تبليغاتX
نیمه تاریک روشنایی -

امروز صبح؛ تمام سختی­های دیروزِ سیاه را میاِن آن­همه صندلیِ فلزی، چهره تورا میان آدم­هایت، صورت­هاتان را میان فلاش­های دوربین، حجم انبوِه آن کاغذها و چهره آدم­هایی که حالا غریبه تر از هر غریبه­ای به من لبخند می­زدند را، سرگیجه و لرزش دستهایم را، غم و اندوه این همه سال را و دیروز را که خوشحالی­ات را     بی ­من جشن گرفتی؛ روی لبانم تبخال می­زنم....

 

 

همان روز سياه

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 20:9  توسط   |