سالِ امسال که تحویل میشود، صورتی از من است کنار سفره که روی دستهای قفل شده آرام نشسته و ناباورانه به آیینهء بیسینی نگاه میکند که تنها سهم سفرهء امسال از هفت سینِ اش است.
سیاه میشود همه سفیدیهای نه خیلی دور و نه خیلی سختی که به آسانی و همین نزدیکیها برای تو و خودم ساخته بودم.
آیینهای دیگر را پشت سرم میگذارم تا کبودی خاطراتِ لگدمال شده را و حسِ نداشتهات را و زخمهای بازشده این دلِ ساده را در ابدیتی بینهایت ضرب کنم......
20اسفند86